سه شنبه ۱۹ آذر ۹۸

نیروهای دولتی کمپین

۱۲۵ بازديد
اما از آنجا که نیروهای دولتی یک کمپین blistering را در شرق غوطه wrap ، ممکن است ادلب هدف بعدی باشد . و این بار دیگر جایی برای فرار وجود نخواهد داشت .
Nisrine ۳۶ ساله ، یک معلم عربی از تفریحگاه توریستی onetime of ، اخیرا ً در یک مصاحبه آنلاین گفت : " شاید این آخرین فصل انقلاب باشد ، مردم سوریه سوریه را می‌کشند . دیگر هیچ چیز اهمیت ندارد . ما تصمیم گرفتیم که بمیریم . من برای انقلاب ناراحتم ، چطور از بین رفته‌است ، چطور مردم خواستار آزادی شدند و اکنون دیگر گذشته‌است ."
اما Nisrine توسط بیلبوردهای جهادی در همه جا حاضر شهر ادلب ، نقاب و کافه‌های غیر مرتبط با زنان و ممنوع کردن آن‌ها از کشیدن لوله‌های آب سیگار ، دچار مشکل شده بود . هنگامی که او شال گردن و کت معمولی خود را به تن می‌کند ، مقامات مذهبی او را به خاطر not veiling حجاب منع می‌کنند .
دولت سوریه و متحد آن ، روسیه ، بیمارستان‌ها و کلینیک‌های ادلب ، از جمله این یکی را در کفر Nabl ، آخرین month.Cred itYahya Nemah / آژانس Pressphoto اروپا ، بمب‌گذاری کرده‌اند .
یکی از همسایگان ultrareligious به طور مداوم در مورد شیعیان صحبت می‌کند و هرگز درباره ساخت یک کشور جدید صحبت نمی‌کند . سرانجام Nisrine خلق و خوی او را از دست داد .
" چرا به پشت انقلاب صعود کردی ؟ او به خاطر می‌آورد که از زن می‌پرسد " من به انقلاب ملحق نشدم تا این را ببینم ."
شوهرش که یک مبارز شورشی در Madaya بود نیز تلاش کرد راهی برای مبارزه با هدفی که به آن اعتقاد داشت پیدا کند . پس از پیوستن به دو جناح اصلی در ادلب ، او استعفا داد تا تبدیل به یک paralegal شود .
او درباره جناح‌ها گفت : " آن‌ها من را کافر می‌دانستند و من آن‌ها را افراط گرایانی در نظر گرفتم ."
اما بعد از چند ماه بازی با بچه‌های دیگر در ادلب اعلام کرد : " من می‌خواهم به جهاد بپیوندم .
Nisrine با وحشت تصمیم گرفت تا گزینه‌های آموزشی را راه‌اندازی کند و تبلیغات را به آرامی علیه استخدام کودکان به مدارس مذهبی تندرو و جناح‌های شورشی آغاز کند .
او همچنین به افتتاح یک فصل از یک سازمان کمک کرد که حمایت روانی و فعالیت‌های فرهنگی را فراهم می‌کند .
پناهندگان در نزدیکی مرز لبنان در انتظار سوار شدن اتوبوس‌ها به ادلب در سال گذشته هستند . Idlib در ترکیبی از افراد غیر نظامی که شورشیان را شکست داده و jihadists.Cred hard itAgence فرانسه - خبرگزاری فرانسه - گتی ایماژ )
ام Abdo ۳۶ ساله ، یک استاد فلسفه از بزرگ‌ترین شهر سوریه در حلب ، رویکرد confrontational تری اتخاذ می‌کند . او در سال ۲۰۱۴ به ادلب فرار کرد ، زیرا می‌ترسید که پس از اینکه نیروهای دولتی او را بازداشت کردند دستگیر شود .
او گفت : " من ساکت نمی‌مانم . من از مرگ نمی‌ترسم . خوش آمدی ، مرگ ! "
او گفت که بدون اسلحه از خانه خارج نمی‌شود .
او نتوانست در دانشگاه ادلب کار پیدا کند ؛ به این ترتیب او یک طبیب سنتی شد که بیشتر زنان را درمان می‌کرد و متوجه شد که آزادی محدود آن‌ها تحت فشار hard که ادلب را کنترل می‌کنند بیشتر شده‌است .
او شنید که از دانش آموزان شستشوی مغزی داده شد و آن‌ها را کافر خواند ، دختران نوجوان به ازدواج فروخته شدند . یک زن نتوانست حرف بزند . معلوم شد که شوهرش بعد از اینکه تقلب کرد او را کتک زده بود .
او با مدرک حقوق اسلامی از underdogs در دادگاه اسلامی دفاع کرد . او به کشاورزان کمک کرد تا تلاش‌های جناح‌ها برای از بین بردن زمین‌هایشان را شکست دهند . او برای زنی که پدرش او را به یک مبارز خارجی فروخته و او را کتک زده بود طلاق گرفت .
وی گفت : " وقتی ما تصمیم به شورش گرفتیم ، مخالف ظلم و ستم بود . اما امروز ما با بدترین ظلم رو به رو هستیم ."
کودکان در خارج از مدرسه ویران‌شده خود در روستایی در روستای rural itOmar last Kadour / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ )
زندگی در ادلب باعث ایجاد چالش‌هایی برای همه از سوی دمشق نسبتا ً بین‌المللی شده‌است ، اما به ویژه برای زنان مجرد .



منبع سایت سربازی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.